پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۵
متن روضه شب چهارم محرم (روضه مکتوب جناب حُر)

حوزه/ نام حر بن یزید ریاحی یادآور یکی از زیباترین جلوه‌های توبه و بازگشت در تاریخ است؛ مردی که در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز، راه حق را شناخت و همه چیز خود را فدای یاری امام حسین (ع) کرد. حر نشان داد که تا آخرین لحظه، درِ بازگشت به سوی خدا و پیوستن به جبهه حقیقت گشوده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان، متن روضه‌های ویژه دههٔ نخست ماه محرم را که توسط خطبا و مداحان اهل‌بیت (ع) ارائه می‌شود، به محضر ارادتمندان و دلدادگان مکتب عاشورا تقدیم می‌کنیم.

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة وَ یَا بَابَ نِجَاتِ الاُمَ

شب چهارم محرمه، چشم به‌هم بذاریم، دهه محرم تمام می‌شه. خدا کنه خودمون رو به حسین علیه‌السلام وصل کنیم.

بیچاره‌ایم اگر وصل نشیم...

امشب، شب توبه است؛ شب بازگشه.

خیلی‌ها با همین محرم حسابشون رو با حسین علیه‌السلام صاف کردند، خودشون رو پاک کردند و به حسین علیه‌السلام وصل شدند.

قرآن می‌فرماید: بعضی از آدم‌ها هم در دنیا بی‌آبرو هستند و هم در آخرت بیچاره‌اند. یک جا می‌فرماید: «لَهم فِی الدنیا خِزیٌ» و جای دیگر می‌فرماید: «لَهم فِی الآخرة عذابٌ مُهین».

برای همین در مناجات شعبانیه عرضه می‌کنیم:

«إلهی لا تَفضَحنی یومَ القیامة» خدایا! ما رو بی‌آبرو نکن، رسوا نکن تو روز قیامت.

اما بعضی‌ها آبرومندند؛ قرآن درباره حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرماید: «وجیهاً فی الدنیا و الآخرة».

عجیبه؛ تو زیارت عاشورا هم عرضه می‌کنیم: «اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین» خدایا! به حق حسین، به من آبرو بده.

یعنی اگر خودت را به این قافله وصل کنی، آبرومند می‌شی. فرمودند: یک قطره اشک بر حسین علیه‌السلام گناهان را می‌بخشد.

امام رضا علیه‌السلام فرمود: «فَعَلی مِثلِ الحُسَینِ فَلیَبکِ الباکونَ ؛ بر مثل اباعبدالله علیه‌السلام باید گریه کرد.بعد فرمودند: «فإنَّ البُکاءَ عَلَیهِ یَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ» گریه بر حسین علیه‌السلام گناهان بزرگ را می‌ریزد.

امشب شب توبه است؛ شب کسانی است که می‌خوان در خانه حسین علیه‌السلام آبرو بگیرند.

وقتی وقت نماز شد، پشت سر امام حسین ایستاد.امام فرمود:می‌خواهی با یارانت نماز بخوانی؟ عرض کرد: نه، شما نماز بخوانید؛ ما به شما اقتدا می‌کنیم. از این بالاتر اون وقتی بود که راه را بر ارباب بسته بود، حضرت فرمود:

«ثَکَلتک أمک»مادرت به عزایت بنشیند. عصبیت عربی به جوش میاد اگر کسی نام مادرش را ببرد. اما حر فکر کرد. دید مادر حسین، فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیهاست.

گفت: اگر شخص دیگری نام مادرم را برده بود، جوابش را می‌دادم؛ اما مادرت فاطمه است، نمی‌توانم چیزی بگویم.

باید پیش امام ادب کرد تا بالا رفت و نجات پیدا کرد، جناب حُر این رو فهمید. چهار هزار نفر همراهش بودند. اون مرد وقتی دید دست حر داره می‌لرزه، گفت: حُر! چی شده؟

اگر از من بپرسند شجاع‌ترین مرد کوفه کیست، من غیر از تو کسی رو نام نمی‌برم. دید سرش پایینه، با زبان حال می‌گفت: حسین! اشتباه کردم...آبرویم را خرج یزید کردم، دیدن این حُر اون حرُ سابق نیست!


مَنکه گرفتار توأم یا حسین / حرِّ گنهکار توأم یا حسین

حُرّ اسیر آمده اعجاز کن / گوشه‌ی چشمی به رویم باز کن

تو پسر آن پدری یا حسین / از تو سزد ای پسر بوتراب

باعث این سوزِ عطش من شدم / یوسف زهرا! زگنه خسته‌ام

حال اگر من به تو بد کرده‌ام / فاطمه را واسطه آورده‌ام

سرش پایین بود. فکر نمی‌کرد کار به جنگ برسه. به یکی از همراهانش گفت: نمی‌خواهی اسبت را آب بدهی؟ به همین بهانه از لشکر فاصله گرفت بعضی نقل کرده‌اند به پسرعمویش گفت: نمی‌بینی حسین دارد استغاثه می‌کند؟ حسین ایستاده بود مقابل لشکر و ندا می‌داد:

«أما مَن مغیث یغیثنا لِوجهِ الله؟» «أما مَن ذاب یَذُبِ عَن حرم رسول الله؟»

نوشتن سر و صورتشو خاک مالی کرد،بایدم اینجوری باشه چون این آقا پسر ابوترابه، اگه او پسر ترابه ما باید «کنتُ ترابا» باشیم... چکمه‌های جنگیشو دور گردنش انداخت. خداوند به حضرت موسی فرمود: «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً» موسی (ع) اینجا مقدس است کفش‌هاتو دربیار! وقتی به موسی(ع) اینجوری ندا میاد جناب حُر هم ادب کرد؛ کفش‌هاشو دور گردنش انداخت؛ هنوز داره نادمو پشیمون میاد، حتی بعضی‌ها گفتن پسرشو صدا زد، گفت گریبان منو کِشون کِشون بگیر «هَلْ یَرْجِعُ العَبْدُ الآبِقُ إلاّ إلی مَوْلاهُ» عبد فراری دم خونه‌ی آقاش نره کجا بره...؟!!

تا روبروی ابی‌عبدالله قرار گرفت یه سوال کرد و یه جواب شنید، آقا «هـــــل لـــی مـِــن تـــوبـه؟! فَبَکا بُکَاءً شَدِیداً» تو گریه‌هاش گفت: آیا راه برگشتی برا من هست؟!! ابی عبدالله فرمود: «إرفع رأسک» هر کی در خونه‌ی ما بیاد دیگه سر به زیر نیست ....

(امشب از امام زمان بخوایم بدون اینکه گذشتمون رو حساب کنه قبولمون کنه)

گفت: آقا من اومدم جانم رو فدا کنم، جناب حر، از اولین کسایی بود که به میدان رفت، موقع شهادتش ارباب اومد سرش رو بر بالین گرفت، میگن یکی از علت‌هایی که آقا این کار رو کرد برای این بود که نیان سر از بدن حر جدا کنند.

می‌خوایم اینو عرض کنیم یا اباعبدالله، شما خودت رو بالا سر حر رسوندی، نذاشتی سر از بدن حر جدا کنند، اما وقتی خودتون، توی گودال قتلگاه روی زمین افتاده بودی کی اومد سرت رو در آغوش بگیره؟

زینب کبری اومد بالای تل یک نگاه به گودال کرد، دید «وَ الشِمرُ جالسٌ عَلی صَدر الحُسین»

والشمر جالسٌ همه‌جا زیر و رو شد / خنجر به روی حنجر آقای ما گرفت

والشمر جالسٌ سر او را گرفت و بعد / زینب به روی تل، دم وا احمدا گرفت

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha